پرش به محتوای اصلی
روانشناسی آنلاین
روانشناسی آنلاینOnline Psychology
شخصیت و مسیر شغلی

چطور ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند در انتخاب مسیر شغلی کمک کنند؟

۲۶ شهریور ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه

سوال درست این نیست که «با شخصیت من چه شغلی می‌خورد؟». سوال درست این است: «کدام شرایط کاری برای من کم‌هزینه‌تر است و کدام‌ها انرژی‌ام را می‌خورند؟»

پاسخ اول به یک فهرست شغل ختم می‌شود که معمولاً بی‌فایده است. پاسخ دوم به معیارهایی می‌رسد که می‌توانید با آن‌ها هر فرصت شغلی را بسنجید.

شخصیت کجا واقعاً کمک می‌کند

۱. تشخیص محیط پرهزینه

اگر بدانید تعامل مداوم شما را تخلیه می‌کند، نقشی که ۷۰ درصدش جلسه است برایتان گران تمام می‌شود، حتی اگر عنوانش جذاب باشد. این جنس اطلاعات، بیشتر از عنوان شغل به تصمیم کمک می‌کند.

۲. فهم علت بی‌انگیزگی

خیلی وقت‌ها آدم‌ها در شغلی که «همه‌چیزش خوب است» بی‌انگیزه می‌شوند. معمولاً ریشه در منبع انگیزه است: کسی که با یادگیری انگیزه می‌گیرد در نقش تکرارشونده خشک می‌شود، حتی با حقوق خوب.

۳. مذاکره درباره‌ی شکل کار

مفیدترین کاربرد عملی همین است. به‌جای عوض کردن شغل، شکل کار را عوض کنید: بلوک‌های تمرکز بدون جلسه، بازه‌ی مشخص برای بازخورد، شفاف کردن معیار «تمام شد».

شخصیت کجا گمراه می‌کند

خطاچرا مشکل داردجایگزین
«تیپ من برای این شغل ساخته شده»ترجیح، صلاحیت نمی‌سازد«این ویژگی‌ها ممکن است با این محیط سازگارتر باشند»
حذف کردن مسیرها بر اساس تیپفرصت‌های واقعی را از دست می‌دهیدمسیر را با آزمون کوچک بسنجید
توضیح دادن هر ضعف با شخصیتمهارت‌های آموختنی را رها می‌کنیدضعف را به مهارت قابل تمرین تفکیک کنید
اتکا به یک تستیک منبع، تصویر کامل نمی‌دهدتجربه + مهارت + شرایط بازار

یک چارچوب سه‌ستونی

روی کاغذ سه ستون بکشید:

  1. ترجیح‌ها: از نتیجه‌ی تست و از تجربه‌ی واقعی‌تان. مثلاً «کار عمیق طولانی»، «آزادی روش»، «تعامل کم اما معنادار».
  2. مهارت‌ها: آنچه امروز می‌توانید تحویل بدهید، با شاهد عینی.
  3. شرایط: تقاضای بازار، درآمد لازم، محدودیت مکان و زمان.

فرصتی که در هر سه ستون قبول شود انتخاب امن‌تری است. اگر فقط در ستون اول قبول شود، رؤیاست؛ اگر فقط در ستون سوم، فرسودگی است.

نقش صفت‌های Big Five در کار

مدل Big Five در پژوهش‌های حوزه‌ی کار بیشتر از مدل‌های تیپ‌محور استفاده می‌شود. رابطه‌های گزارش‌شده آماری و در سطح گروه‌اند، نه پیش‌بینی برای یک فرد؛ اما همین‌قدر مفیدند که بدانید مثلاً وظیفه‌شناسی و پایداری هیجانی در بیشتر محیط‌های کاری به «قابل‌اتکا بودن» ترجمه می‌شوند و تجربه‌پذیری در کارهای اکتشافی وزن بیشتری پیدا می‌کند.

توضیح صفت‌ها را در پنج ویژگی اصلی شخصیت در مدل OCEAN بخوانید.

قدم بعدی عملی

نتیجه‌ی تست MBTI خودتان را باز کنید و فقط دو محوری را که درصدشان بالاتر است بردارید. برای هر کدام یک جمله بنویسید: «این ترجیح در کار من به چه شکل ظاهر می‌شود و کدام شرایط آن را به مشکل تبدیل می‌کند؟» همین دو جمله، از فهرست‌های آماده‌ی شغل کاربردی‌تر است.

پرسش‌های پرتکرار

اگر شخصیتم با شغل فعلی‌ام نمی‌خواند، باید عوض کنم؟

نه لزوماً. اغلب اوقات مشکل نه خود شغل است و نه شخصیت، بلکه شرایط اجرای کار: میزان جلسه، شکل نظارت، سرعت تغییر یا ترکیب تیم. تغییر این شرایط معمولاً کم‌هزینه‌تر از تغییر مسیر است.

شخصیت‌شناسی برای تغییر شغل کافی است؟

خیر. سه ورودی لازم است: ترجیح‌های شخصیتی، مهارت‌های واقعی و شرایط بازار. نتیجه‌ی تست فقط یکی از این سه است.

همین حالا تست علایق شغلی (RIASEC) را انجام دهید

شش حوزه‌ی علاقه‌ی کاری شما، برای exploration نه برای تعیین شغل

توجه: این پروفایل ابزار خودشناسی و exploration شغلی است، ابزار گزینش یا ارزیابی حرفه‌ای نیست و جایگزین مشاوره‌ی شغلی تخصصی نمی‌شود.

مقالات مرتبط